تبلیغات
! و دیگر جوان نمی شوم
 نظرتون چیه ؟ ... عمومی ,
بازم سلام

من خوبم ، خوب !

دعای ماه رمضان و چندتا شب جمعه ای که نادعلی خوندم ، از قرار کار خودشو کرده .

اینو گفتم چون باور دارم اگه کم سر میزنم و غیر از معدود دوستان خیلی با مرام و با معرفتی که مرتب بهم سر میزنن ( با شما هستما ! ) ، دور خودمو شلوغ نکردم  ، ولی این کمی تعداد به اون یادداشت های عجیب غریبی که فقط واسه اینه که بگن ما هم هستیم ، یه عالمه می ارزه !
اینو گفتم چون باور دارم دوستام دوستم هستن و دوستم دارن و از خوشحالیم خوشحال می شن !

...

اما اصل مطلب :

دوست دارم داستان عشقمو ادامه بدم ، ولی راستش خیلی سخت شده . فکر کنم بهتون گفتم که رو فایلی که داستانو می نوشتم پسورد گذاشتم و فراموشش کردم و ... نشد که نشد !

حالا

کمکم می کنید واسه ادامه اش !؟

اصلا باهاش موافقین ؟ نیستین ؟ خوبه باشه ؟ دوسش داشتین ؟ نداشتین ؟
یا شایدم بود و نبودش مهم نیست !؟

منتظر دریافت نظرات ارزشمندتون هستم  .

نوشته شده توسط خانم گل در یکشنبه 16 دی 1386 و ساعت 02:01 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 ... ... شعر ,

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولى دل به پائیز نسپرده ایم
چو گلدان خالى لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است، آورده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم
اگر دشنه دشمنان، گردنیم
اگر خنجر دوستان، گرده ایم
گواهى بخواهید، اینک گواه
همین زخم هایى که نشمرده ایم!
دلى سر بلند و سرى سر به زیر
از این دست عمرى به سر برده ایم


نوشته شده توسط خانم گل در یکشنبه 25 آذر 1386 و ساعت 01:12 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 به یاد قیصر ... شعر ,


حرفهای ما هنوز ناتمام...

تا نگاه می کنی:
                وقت رفتن است
بازهم همان حکایت همیشگی  !


پیش از آنکه با خبر شوی

لحظه ی عظیمت تو ناگزیر می شود



آی...

ناگهان  
          چقدر زود
                        دیر می شود!

...


نوشته شده توسط خانم گل در یکشنبه 25 آذر 1386 و ساعت 01:12 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 نوشته های پیشین
+ نظرتون چیه ؟
+ به یاد قیصر
+ ...
+ چه دردیست ...
+ تمومش کن
+
+
+ هوس
+
+
+ قالب جدید
+ من اومدم
+ بهارانه
+ ماه رمضان
+ بدون شرح !

صفحات :
1 2 3 4 5 6 7 ...